تبليغاتX
فلسفه تعلیم و تربیت

 

جلسه سخنرانی ماهانه انجمن فلسفه تعليم و تربيت ايران

  

موضوع

چیستی آموزش ارزش‌ها در گستره تعلیم و تربیت

 

سخنران

دکتر اکبر رهنما

عضو هیئت علمی دانشگاه شاهد

 

زمان

دوشنبه 25/ 8/1388 ساعت 16 تا 18

 

مکان

تهران - پل کریم خان زند - خیابان ایرانشهر شمالی - سازمان پژوهش و برنامه ریزی آموزشی

طبقه هشتم - سالن اجتماعات

 

 

انجمن فلسفه تعليم و تربيت ايران

با همکاری

گروه پژوهش در مبانی برنامه‌ریزی درسی مؤسسه پژوهشی برنامه‌ریزی درسی و نوآوری‌های آموزشی

 

از همه علاقمندان و اعضاء جهت حضور در اين جلسه دعوت به‌عمل می‌آيد.

+ نوشته شده توسط رضا محمدی در دوشنبه 18 آبان1388 و ساعت 9:53 |

درآمدي بر فلسفه تعليم و تربيت جمهوري اسلامي ايران

نویسنده: دکتر خسرو باقری

انتشارات علمی و فرهنگی

1386

فلسفه تعليم و تربيت كه خود چارچوبي نظري است، نقشي اساسي در حوزه عملي تعليم و تربيت به عهده دارد. اين نقش متضمن هدايت و بازانديشي نسبت به اموري است كه در حوزه علمي تعليم و تربيت مي‌گذارد. از اين حيث، فلسفه تعليم و تربيت چون سنگ ترازويي است كه وزن فعاليت‌هاي عملي تعليم و تربيت را نشان مي‌دهد و همچون معياري عمل مي‌كند كه ميزان افزودن و كاستن براين فعاليت‌ها را مشخص مي‌كند.


با اين وجود، متأسفانه در كشور ما، فلسفه تعليم و تربيت هنوز صورت مدوني نيافته است. اين امر كم و بيش بدان معناست كه در حوزه عملي تعليم و تربيت، بدون داشتن سنگ ترازو، به توزين پرداخته و با حدس و گماني آزاد، قدر و قيمت طرح‌ها و فعاليت هاي عملي تعليم و تربيت را مشخص كرده‌ايم.

 
البته، ضرورت پرداختن به فلسفه تعليم و تربيت، از مدت‌ها پيش مورد توجه قرار گرفته بود، اما اين احساس ضرورت، يا مسير مناسبي را براي باروري نيافته و يا اگر در مسير مناسبي قرار گرفته، به بار ننشسته است.

در كوشش براي تدوين فلسفه تعليم و تربيتي براي آموزش و پرورش ايران، دست كم بايد به سه عنصر توجه كرد:

عنصر اول، فرهنگ و انديشه اسلامي است. توجه به اين عنصر، از اين جهت اهميت دارد كه ستون فقرات فرهنگي جامعه ما را پيوند عميق مردم اين ديار با دين اسلام تشكيل مي‌دهد.


عنصر دوم، ويژگي‌هاي فرهنگ ملي است. اين عنصر، ناظر به خصوصياتي است كه در طي تاريخ اين ملت، از گذشته‌هاي دور تاكنون، به ظهور رسيده و در شكل دادن خلق و خوي اجتماعي معيني نقش داشته است. به علاوه، آرايش فرهنگي جامعه، از حيث وجود خرده فرهنگ‌هاي مختلف قومي، بعد ديگري در همين عنصر است. سرانجام عنصر سوم، مواجهه فرهنگي با دنياي غرب است. اين عنصر، از اين جهت داراي اهميت است كه بستر ظهور چالش‌هاي تعيين‌كننده‌اي در وضع كنوني جامعه است.


بررسي عميق هر سه عنصر مذكور در قالب يك پژوهش امكانپذير نيست. در اثر حاضر، از اين سه عنصر تنها عنصر نخست و تا حدي عنصر سوم مورد توجه مؤلف بوده است. خسرو باقري با نظر به عنصر اول سعي كرده تا با مطالعه متون ديني اسلام، چارچوبي براي انديشه تربيتي فراهم كند و در ضمن آن، معيارهايي به دست دهد كه به كمك آنها بتوان در مورد پديده‌هاي جاري در محيط‌هاي آموزش و پرورش طراحي و تأمل نمود.

 

+ نوشته شده توسط رضا محمدی در یکشنبه 26 مهر1388 و ساعت 18:22 |

تحلیل

به‌طور کلی، «تحلیل» یکی از مهم‌ترین ابزار و شیوه‌های تفکر علمی و فلسفی انسان محسوب می‌شود. از این‌رو، در طول تاریخ تفکرات بشری به انحاء گوناگون از این شیوه استفاده شده و تعاریف مختلفی برای آن در نظر گرفته شده است. معنای لغوی تحلیل عبارت است از «تجزیه کردن یا تفکیک کردن» که متضاد «ترکیب کردن» است. از نظر تاریخی نیز می‌توان برخی اقدامات فیلسوفانی همچون سقراط، افلاطون و ارسطو را از جمله مصادیق ابتدایی تحلیل فلسفی دانست و در دوران معاصر، این سنت به‌دست توانای فیلسوفانی که آنها را متعلق به مکتب «فلسفه تحلیلی» می‌دانند رو به گسترش است. این مکتب فلسفی معاصر که شامل شاخه‌های متنوعی همچون «پوزیتیویسم منطقی»، «اتمیسم منطقی» و «فلسفه تحلیل زبانی» است، وضوح‌بخشی به زبان و روشن ساختن منطقی اندیشه‌ها را به‌طور کلی وجهه همت خود قرار داده است. همچنین، دیدگاه‌های این گرایش فلسفی تأثیرات بسیار زیادی بر حوزه روش‌شناسی علوم در دوران معاصر داشته است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط رضا محمدی در یکشنبه 26 مهر1388 و ساعت 17:28 |

جلسه سخنرانی ماهانه انجمن فلسفه تعليم و تربيت ايران

 

موضوع

طرحی برای فلسفه برنامه درسی

 

سخنران

دکتر خسرو باقری

استاد دانشگاه تهران

 

 زمان

27/7/1388 (دوشنبه) ساعت 16

 

مکان

دانشگاه تهران، دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی، طبقه سوم، سالن شورا

از همه علاقمندان و اعضاء جهت حضور در اين جلسه دعوت به عمل می‌آيد

 

"انجمن فلسفه تعليم و تربيت ايران"

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط رضا محمدی در شنبه 25 مهر1388 و ساعت 0:27 |

مسائل روش‌شناختی در گستره‌ی تاریخ علم

                                    

چیستی و ماهیت علم از دیرباز مورد توجه اندیشمندان بوده و سرآغاز مشخصی برای کاوش‌های متفکرین در این خصوص نمی‌توان معین کرد؛ اما صاحب‌نظران سرآغاز دانش «فلسفه علم» را که به کاوش فلسفی درباره‌ی فعالیت‌های علمی می‌پردازد، متقارن با دوران جدید، یعنی عصر رشد چشم‌گیر علوم، می‌دانند (ریس، 1387). در این دوران، تقابل دو رهیافت عقل‌گرایی (Rationalism) و تجربه‌گرا (Empircism) موجب ظهور جدال دیرپای روش‌شناسی‌های قیاسی (Deductive) و استقرایی (Reductive) در علم شد. اگرچه سرچشمه‌های این تعارض را می‌توان در تفکرات اندیشمندان و روش دانشمندان دوران باستان و پس از آن نیز جستجو کرد، اما تأملات دکارت و بیکن برافروزنده‌ی آتش این جدال دیرینه محسوب می‌شود.

استدلال قیاسی که سازنده‌ی معرفت منطقی محسوب می‌شود، متولی اخذ نتایج جزئی از مقدمات کلی (نظریه‌ها و قوانین) است به‌گونه‌ای که صدق این نتایج وابسته به صدق آن مقدمات می‌باشد. اما مطابق شیوه‌ی استقراگرایی، علم با مشاهدات سالم، امانت‌دارانه، و با ذهنی خالی از پیش‌داوری آغاز شده و با تعمیم این مشاهدات، گزاره‌های کلی (نظریه‌ها و قوانین) به‌دست می‌آیند (چالمرز، 1381). تقریر چالمرز (1381) از اصل استقراء چنین است: "اگر تعداد زیادی الف تحت شرایط بسیار متفاوتی مشاهده شوند، و اگر تمام الف‌های مشاهده شده بدون استثناء خاصه‌ی ب را داشته باشند، آنگاه تمام الف‌ها خاصه‌ی ب را دارا هستند" (ص 25).

استقراگرایی در طول تاریخ علم از جاذبه‌ی زیادی برخوردار بوده و موجب تحولات بسیاری در علوم گردید؛ اما چالش‌های فیلسوفانی هم‌چون هیوم بر این اصل (اگرچه خود یک تجربه‌گرا بود) موجب ظهور «مسأله استقراء» شد و توجیه منطقی و تجربی این اصل زیر سؤال رفت. اما استقراگرایان که به راحتی قصد ترک صحنه را نداشتند با ارائه‌ی خوانش جدیدی از این روش، موضع تعدیل یافته‌ی «استقراگرایی احتمالی» را جای‌گزین موضع افراطی  «استقراگرایی سطحی» کردند (چالمرز، 1381). تقریر چالمرز (1381) از این دیدگاه چنین است: "اگر تعداد زیادی الف در شرایط متنوع وسیعی مشاهده شوند، و اگر تمام الف‌های مشاهده شده بدون استثناء خاصه‌ی ب را داشته باشند، در این‌صورت تمام الف‌ها احتمالاً دارای خاصه‌ی ب هستند" (ص 30). اما این دیدگاه نیز به چالش کشیده شد و جدال هم‌چنان ادامه یافت.

کانت هرچند به‌نوعی تلفیق کننده‌ی عقل‌گرایی و تجربه‌گرایی بود، اما این دو سنت پس از کانت نیز هم‌چنان به نزاع خود ادامه دادند. نمایندگان اصلی این دو سنت در قرن نوزدهم «جان استوارت میل» و «ویلیام هیول» بودند (ریس، 1387). "میل رهرو سنت استقرایی بود که از طریق هیوم به بیکن نسب می‌برد. وی حتی برای پی بردن به نسبت‌های علّی و معلولی، به روایتی از جدول موارد تطبیقی بیکن ]در استقرا[ استناد می‌کرد. اما، هیول که از کانت تأثیر پذیرفته بود، استقرا را به قسمی «به‌هم پیوستن» یعنی پیوند دادن یک پدیده با یک فرضیه تفسیر می‌کرد به وجهی که بتوان پدیده را از فرضیه استنتاج کرد. بدین سان، وی مدافع روش فرضی استنتاجی بود" (ص 111).

در سال‌های بعد نیز ظهور جریان‌ها و مکاتب فلسفی و تأملات برخی اندیشمندان موجب رشد و تکامل فلسفه علم و در نتیجه بالندگی روش‌شناسی علم شد. در این‌باره می‌توان از جریان‌ها و مکاتبی هم‌چون قراردادگرایی (Conventionalism)، پراگماتیسم (Pragmatism)، اتمیسم منطقی (Logical atomism)، پوزیتیویسم منطقی (Logical Positivism)، عملیات‌گرایی (Operationalism)، واقع‌گرایی علمی (Scientific Realism)، عقل‌گرایی انتقادی (Critical Rationalism)، واقع‌گرایی انتقادی (Critical Realism) و ... یاد کرد که موجب بروز گرایش‌های متنوعی در فلسفه علم شده‌اند (ریس، 1387).

سیر تاریخی فلسفه علم و مجموعه‌ی گرایش‌های متنوع موجود در این حوزه‌ی معرفتی در چند مرحله‌ یا دسته‌ی کلی قابل طبقه‌بندی هستند و این طبقه‌بندی می‌تواند معیار مناسبی برای طبقه‌بندی انواع گرایش‌های روش‌شناسانه در علم باشد. در این‌جا به‌عنوان نمونه از دو دیدگاه که به این طبقه‌بندی‌ها اقدام کرده‌اند می‌پردازیم.

سروش در مقدمه‌ی خود بر ترجمه‌ی کتاب برت (1380) به توضیح اجمالی چهار مرحله‌ی سیر فلسفه علم پرداخته است: مرحله‌ی اول، علم‌شناسی ارسطویی که فعالیت علمی را خبر گرفتن از مقتضیات طبایع اشیاء می‌دانست و علم را مجموعه‌ای از قضایای ثابت شده و گردآمده بر حول محور (موضوع) خاصی می‌شمرد و تجربه (به‌معنی استقراء همراه با قیاسی خفیّ) مهم‌ترین شیوه‌ی دست یافتن به قوانین علمی و مقتضیات طبایع بود. مرحله‌ی دوم، پوزیتیویسم که با نظر افکندن بر علمی که از رنسانس به بعد بالیده و شکوفیده بود و با تأکید بر تمیز روش‌شناسانه معرفت علمی از معرفت‌های دیگر و با حرمت بسیار نهادن به علم تجربی چشم از علم شناسی ارسطویی برگرفت و تصویر تازه‌ای از علم عرضه کرد. مرحله‌ی سوم، دیدگاه‌های پوپر و لاکاتوش که به اوج رساننده و پایان رساننده‌ی فلسفه علم منطقی-دستوری (مرحله‌ی سوم) بود. مرحله‌ی چهارم، دیدگاه‌های کوهن و فایرابند که تاریخیّت و نسبیّت را در فلسفه علم گسترش دادند.

شعبانی (1385) نیز در توضیح نظریه‌های روش‌شناسی یا دیدگاه‌های فلسفی پیرامون ماهیت روش، با تأیید سخنان صاحب‌نظران مبنی بر زیربنایی بودن مفروضات هستی‌شناختی برای مفروضات معرفت‌شناختی و زمینه‌ساز بودن مفروضات معرفت‌شناختی در ظهور ملاحظات روش‌شناختی، این نظریه‌ها را به سه دسته‌ی کلی طبقه‌بندی کرده است: اثبات‌گرایی، پسا اثبات‌گرایی، و تفسیری.

 

+ نوشته شده توسط رضا محمدی در جمعه 10 مهر1388 و ساعت 14:38 |

معرفی فیلم کلاس

The Class (Enter les murs)

فیلم فرانسوی "Enter les murs" (در میان دیوارها) که با عنوان بین المللی "کلاس" پخش شده است، ساخته "لورن کانته" در سال ۲۰۰۸ می‌باشد که در همان سال جایزه نخل طلایی جشنواره فیلم کن را به خود اختصاص داده است. این فیلم که راجع به فضای آموزشی در فرانسه ساخته شده، داستان معلمی دلسوز و جدی را به تصویر می‌کشد که در دبیرستانی واقع در محله ای فقیر در پاریس کار می کند. در این فیلم با یکی از حساس‌ترین مشکلات جامعه‌ی امروز فرانسه روبرو هستیم: نارضایتی یأس‌آلود جوانان حومه‌نشین و ناسازگاری آن‌ها با متن جامعه فرانسه. بیشتر این جوانان، که فرزندان خانواده‌های مهاجر هستند، در فرانسه به دنیا آمده‌اند، اما از نظر فرهنگی و احساسی، خود را همچنان بیگانه می‌بینند. در اینجا نظر شما را به یکی از نقدهای این فیلم که برگرفته از وبلاگ سینما پارادیزو است، جلب کرده و در ادامه، لینک‌های دیگری در این زمینه معرفی شده‌اند:

کلاس نگاهی واقع‌گرایانه به روند تحصیل، اختلاف فرهنگی، نارضایتی و سرکشی نوجوانان  و اختلاف شدید فرهنگی بین جامعه چند ملیتی حومه پاریس که مرکز بحران‌های یک دهه اخیر بوده است، دارد. کلاس نگاهی نیمه مستند به یک کلاس درس یک ساله بر اساس تجربیات واقعی فرانسوا بگودو در طول  یک سال تحصیلی دارد. در این کلاس درس شاهد نمونه‌های رایج و کلیشه‌ای آثار سینمائی پیشین مبنی به خوب مطلق بودن معلم و روحیه فداکاری و از خودگذشتگی وی برای نجاب کلاس و بشریت نیستیم. بلکه در ایکه در این فیلم با کلاسی واقعی، معلمی واقعی، دانش‌آموزان واقعی و فضای واقعی طرف هستیم. در کلاسی که معلم عصبانی می‌شود به دانش‌آموزانش توهین می‌کند، دانش‌آموزان هم شخصیتی واقعی را بازی می‌کنند. مخاطب در فیلم با درام و قصه‌ای جذاب طرف نیست, بلکه کنش‌ها و رفتار واقعی تعدادی دانش‌آموز و معلم آینه ای از جامعه و نسل جدید را به نمایش می گذارد. نسلی سرکش با ذهنیتی انقلابی که فقط می دانند نمی خواهند و نمی دانند چه می خواهند!

کلاس هشداری به جوامع مدرن  مبنی بر نارضایتی نسل جدید از شرایط موجود است. ناامیدی و نگرانی در میان معلمان و دانش‌آموزان کلاس موج می‌زند. و شاید تنها نقطه امید فیلم وجود معلمی است که واقع‌بینانه می‌داند نسل بعد و نسلی که قرار است آینده را بسازد همین افرادند پس باید با آن‌ها ارتباط برقرار کرده و همدیگر را درک کنند هرچند او هم از نقاط ضعف انسانی مبرا نبوده و گاه خود مرتکب اشتباهات فاحشی می‌شود.

لوران کانته با جسارتی مثال زدنی بی پرده و صریح با دوربین خود به کلاس نمادین وارد شده و از نمایش مستندگونه هیچ کنشی نمی‌هراسد. او وظیفه خود را در روایت و نمایش به نحو احس انجام داده و همین صراحت موجب شده که ذهن مخاطب به طور کامل با فیلم درگیر شود. در فیلم کوچکترین نکات از نگاه فیلمساز پنهان نمانده و بی پروا به درون معظلات اجتماعی رفته است. در کلاس درس زوج کانته و بگودو مقداری شعار و حرف‌های بزرگ فسلفی را در دهان دانش‌آموزان و معلم قرار نداده بلکه با هنرمندی و ظرافت خاصی  سعی کرده‌ تمام ذهنیات و پیام‌ها بر اساس صحبت‌های دانش‌آموزان بیان شود.

کلاس به لحاظ ساختار فیلم مدرنی است. سینمای نو فرانسه است. اکثریت فیلم در محیط بسته یک کلاس می‌گذارد، قصه نمی‌گوید، از صحنه‌های اکشن و جلوه‌های ویژه خبری نیست، بازیگران بازی نمی‌کنند بلکه دانش‌آموز و معلم هرکدام نقش واقعی خود را اجرا می‌کنند، شخصیت مثبت و منفی و سفید و سیاه نداریم ، دارای قصه کلاسیکی نیست، اکثریت فیلم صرف صحبت و دیالگ‌های شخصیت‌های مختلف شده و بیشتر فیلم دیالگ است و جالب است  با تمام این موارد مخاطبی که درگیر فیلم شود تا پایان آن احساس خستگی نمی‌کند و این جادوی لوران کانته و فرانسوا بگودو  است. فیلم خود را مقید به هیچ سبک و ساختار کلاسیکی نکرده و سعی در نمایش آزادی دارد. بازی و حضور بازیگران در فیلم نیز دارای هیچ قید و بندی نبوده و کاملاً آزادانه است.

کلاس ما را دچار چالش عجیبی می‌کند. چالش و پرسش‌های مهمی  که باید برای‌ آن‌ها پاسخ یافت. مهمترین نکته فیلم این است که کلاس چه دوستش داشته باشیم چه خسته‌کننده باشد ما را به تفکر می‌اندازد. ویژگی که سینمای اصیل فرانسه همیشه در آن پیشرو بوده است.

در بخشی از فیلم یکی از شاگردان کلاس سرکش کلاس آینده خود را اینگونه ترسیم می‌کند."می‌خواهم پلیس شوم زیرا همه پلیس‌های فرانسه بد هستند و من می‌خواهم اولین پلیس خوب باشم!"

برای کسب اطلاعات بیشتر به نوشته‌های زیر رجوع کنید:

نقد فیلم کلاس ساخته لورن کانته

چند نکته در حاشیه فیلم کلاس

نگاهی دیگر به فیلم کلاس ساخته لورن کانته

کلاس درس، فیلمی با امیدواری واقع‌بینانه

+ نوشته شده توسط رضا محمدی در پنجشنبه 26 شهریور1388 و ساعت 4:14 |

     

استثنایی‌ترین نامزد احمدی‌نژاد

«سوسن کشاورز»

نامزد وزارت آموزش و پرورش دولت دهم

دانش‌آموخته‌ی فلسفه تعلیم و تربیت

 

مهر: عضو کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس شورای اسلامی از احتمال معرفی سوسن کشاورز به عنوان وزیر آموزش و پرورش در کابینه دهم خبر داد.

اسدالله عباسی با اعلام این مطلب افزود: با خبر شده ایم که دکتر احمدی نژاد قصد معرفی خانم سوسن کشاورز را برای وزارت آموزش و پرورش دارد ولی از آنجایی که وی تاکنون سمت اجرایی نداشته، اصلا برای وزارت مناسب نیست و این به ضرر آموزش و پرورش است.

سوسن کشاورز معاون کنونی وزیر آموزش و پرورش در سازمان آموزش و پرورش استثنایی است که تیرماه سال گذشته این سمت را بر عهده گرفت.

کارشناسان آموزشی معتقدند کشاورز که دکترای فلسفه تعلیم و تربیت دارد و پیش از فعالیت خود در آموزش و پرورش استثنایی استاد دانشگاه تعلیم و تربیت بوده هیچ سمت اجرایی نداشته است.

نماینده مردم رودسر و املش تصریح کرد: اگر دکتر احمدی نژاد فردا کشاورز را برای آموزش و پرورش معرفی کند، مشخص می شود که وی هیچ شناختی نسبت به آموزش و پرورش ندارد.

عباسی با بیان اینکه آموزش و پرورش آزمایشگاه و یا کارگاه آموزشی نیست که رئیس جمهور هر فردی را برای وزارت در آن انتخاب کند، ادامه داد: اینکه به خانم ها فرصت وزارت داده شود خوب است اما اینکه فردی را با بالگرد به قله کوه برسانیم و بگوییم تو قله را فتح کردی اصلا خوب نیست. افراد باید خود از کوه بالا بیایند تا فراز و فرودها و سختی ها را بچشند و تجربه را کسب کنند که مطمئناً کشاورز این ویژگی را ندارد.

عضو کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس شورای اسلامی تصریح کرد: افرادی که دکتر احمدی نژاد تاکنون برای آموزش و پرورش معرفی کرده اصلا قادر به حل چالشهای موجود آموزش و پرورش نخواهند بود و این مایه تاسف است.

عباسی در پایان گفت: در صورت معرفی سوسن کشاورز برای تصدی در وزارت آموزش و پرورش کمیسیون آموزش و تحقیقات واکنش خود را نشان خواهد داد.

+ نوشته شده توسط رضا محمدی در پنجشنبه 29 مرداد1388 و ساعت 12:52 |

منازعه و جدال در زمين تربيت

دكتر خسرو باقري

روزنامه ايران-شماره 4248-4/9/1388- صفحه 10 (فرهنگ و انديشه)

 

واپسين چالش در خصوص جايگاه فلسفه تعليم و تربيت، مباحثه اي است كه در سال 2005 ميان «ويلفرد كار» در موضع مدافع فلسفه قاره اي در تعليم و تربيت، و «پاول هرست» چون نماينده برجسته اي از فلسفه تحليلي تعليم و تربيت، صورت پذيرفته است.

 
    ويلفرد كار، به تبع «استفن تولمن»، بر آن است كه در قرن هفدهم و در بستر مدرنيته، اتفاق ناگواري در فلسفه غرب رخ داد و آن بيرون راندن همه علايق عملي از فلسفه و متمركز كردن فلسفه به فعاليت نظري بود. به نظر او طرح مدرنيته شكست خورده است؛ زيرا فيلسوفان بزرگ قرن بيستم (از هايدگر تا هابرماس، از ديويي تا دريدا و از ويتگنشتاين تا مكنتاير) بر اين نكته توافق يافتند كه از فلسفه نظري دست بشويند و به تلاش در عرصه فلسفه عملي بپردازند. نقد فيلسوفان مذكور، اين را به طور كامل روشن كرده است كه مسائلي چون «صدق»، «اعتبار عقلاني»، «دانش عيني»، «توجه نظري» يا «وضوح بخشي مفهومي» به نحو گريزناپذيري با زمينه عملي، يعني حيات اجتماعي و تاريخي صاحبنظران، گره خورده است. اين نفوذ و اثر، دوجانبه است؛ هم به توانبخشي فعاليت حقوق نظري مي پردازد و هم حدود فعاليت آن را مشخص مي كند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط رضا محمدی در یکشنبه 18 مرداد1388 و ساعت 16:12 |

فلسفه تربیتی دموکراتیک: مبانی، اصول و روشهای آموزش و پرورش

 

تألیف دکتر طاهره جاویدی کلاته جعفرآبادی

عضو هیئت علمی دانشگاه فردوسی مشهد

 

«فلسفه تربیتی دموکراتیک: مبانی، اصول و روشهای آموزش و پرورش» تازه‌ترین کتابی است که در حوزه‌ی فلسفه تعلیم و تربیت در کشورمان اخیراً توسط انتشارات به‌نشر (آستان قدس رضوی) در 192 صفحه به زیور طبع آراسته شده است. کتاب دارای پنج فصل با عناوین زیر است:

 

فصل اول: دموکراسی و تربیت دموکراتیک

فصل دوم: مبانی، اصول و روشهای تربیت شهروند در دموکراسی لیبرال

فصل سوم: مبانی، اصول و روشهای تربیت شهروند در دموکراسی جماعت‌گرا

فصل چهارم: مبانی، اصول و روشهای تربیت شهروند در دموکراسی تفاهمی

فصل پنجم: مبانی، اصول و روشهای تربیت شهروند دموکراتیک در جمهوری اسلامی ایران

 

این کتاب برگرفته از رساله‌ی دکتری نویسنده است که در انجام پژوهش و نگارش و تألیف آن از راهنمایی‌های اساتیدی همچون دکتر محمود مهرمحمدی (استاد دانشگاه تربیت مدرس)، دکتر خسرو باقری (استاد دانشگاه تهران) و پروفسور جان پرتلی (استاد دانشگاه تورنتوی کانادا) استفاده شده است. کتاب در پشت جلد آن چنین معرفی شده است:

 

یکی از ابزارهای مهم برای تحقق دموکراسی در هر جامعه‌ای حضور شهروندانی است که بر اساس مبانی، اصول و روشهای تربیت دموکراتیک که بومی آن جامعه است، پرورش یافته باشند. بر این اساس نویسنده با انجام پژوهشی چندین ساله، به این سؤال که مبانی، اصول و روشهای تربیت شهروندان دموکراتیک در جمهوری اسلامی ایران چیست؟ پاسخ داده است.

بنابراین، این کتاب به‌عنوان اولین اثر تألیفی به زبان فارسی در قلمرو فلسفه تربیتی دموکراتیک، علاوه بر اینکه به‌صورت تفصیلی مبانی، اصول و روشهای تربیتی فلسفه‌های دموکراسی لیبرال، جماعت‌گرا و تفاهمی را مورد بررسی قرار می‌دهد، فلسفه تربیتی دموکراتیک در جمهوری اسلامی ایران را- که در واقع شکل نوینی از دموکراسی در جهان است- به‌گونه‌ای نسبتاً دقیق مورد بحث قرار می‌دهد.

 

+ نوشته شده توسط رضا محمدی در جمعه 16 مرداد1388 و ساعت 16:39 |
 

اصول تعليم و تربيت د‌ر نظام فلسفي برتراند راسل

محمد مهدی میرلو

(مجله اطلاعات حکمت و معرفت-ویژه‌نامه فلسفه تعلیم و تربیت)

(قسمت سوم)

تربيت فرد‌ي يا تربيت شهروند‌ي

 مسلما د‌ر فرايند‌ي که فرد‌ د‌ر مسير تربيت طي مي کند‌ مقد‌مات ورود‌ او به اجتماع فراهم مي شود‌. نحوه تربيت فرد‌ نقش مهمي د‌ر بنا و پويايي و يا نابود‌ي جامعه خواهد‌ د‌اشت . به عبارت د‌يگر نوع تربيت افراد‌ تضمين يا عد‌م تضمين بقاي جامعه بشري را رقم خواهد‌ زد‌ . از همين روست که راسل تربيت را «کليد‌ جامعه و جهان نو »مي د‌اند‌ (راسل 72:1347) . چنانکه د‌ر مقد‌مه اين مقاله ذکر شد‌ از د‌يد‌گاه راسل وضعيت جهان امروز به د‌ليل يکه تازي کاروان علم و عقب ماند‌ن قافله خرد‌ از اين کاروان چند‌ان رضايت بخش نيست . به همين د‌ليل به نسبت افزايش مهارت و چيره د‌ستي با کاهش خرد‌ مواجه هستيم . ترسيم وضعيت حاضر نشان مي د‌هد‌ که هر چند‌ پيشرفت علم به ظاهر د‌ر ابعاد‌ مختلف تأثير ملموس و مهمي د‌اشته است ولي با مهيا کرد‌ن وسايل کشتار و نابود‌ي د‌سته جمعي ، بقاي نوع بشر را به خطر اند‌اخته است . رقابت ميان کشورها و کاربرد‌ تسلحيات ، تمد‌ن چند‌ين هزار ساله بشري را بر لبه پرتگاه نيستي قرار د‌اد‌ه است و اضطرابي عظيم بر وجود‌ انسانها مسلط ساخته است (د‌وروارد‌ 1346 ) . اما آنچه راسل بد‌ان معتقد‌ است نياز نوع بشر د‌ر عصر حاضر به مشارکت (cooperation )به جاي رقابت (competition است. هر چند‌ حذف کامل رقابت به عنوان فعاليت طبيعي انسان مقصود‌ راسل نمي باشد‌ زيرا توقف رقابت بد‌ون تخريب فرد‌يت  به د‌شواري امکان پذير است ( Russell 1971:144) . با اين وجود‌ از د‌يد‌گاه او اعتقاد‌ به مفيد‌ بود‌ن رقابت يک اشتباه تاريخي است و نبايد‌ د‌يگر اين اشتباه تکرار شود‌ (Russell 1971:104) انسان امروز براي حصول رضايتمند‌ي از حيات خويش نيازمند‌ د‌و هماهنگي است:

(1) هماهنگي د‌روني که ميان عقل و عاطفه برقرار مي شود‌.

(2) هماهنگي بيروني با اراد‌ه د‌يگران.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط رضا محمدی در سه شنبه 23 تیر1388 و ساعت 17:32 |