تبليغاتX
فلسفه تعلیم و تربیت

آزادی آکادمیک

اریک اندرسون (Eric Anderson)

ترجمه مهدي نسرين

 

دنيس رانکور (Denis Rancour) در نخستين روز كلاس درس فيزيك سال چهارمش در دانشگاه اوتاوا [در کانادا] به دانشجويانش اعلام كرد كه في الواقع در مورد نمره ي آن ها تصميم اش را گرفته است: همه A+ خواهند گرفت.

او بعداً توضيح داد كه وظيفه خود نمي داند كه مهارت آن ها  را براي كارفرمايان آينده شان رتبه بندي كند، يا به آن ها آموزش بدهد كه "ماشين هاي انتقال اطلاعات" بشوند تا هر وقت ازشان خواسته شود داده ها را قي كنند. رانكورد استدلال مي آورد كه با رها شدن دانشجويان از فشار آزمون آنها "دانشمند خواهند شد نه ماشين خود كار".

اما پروفسور رانكور با كنار گذاشتن شيوه نمره دهي سنتی باعث شد خودش نمره ردي بگيرد: در دسامبر امسال، درس دادن اين فيزيكدان باسابقه معلق شده، او را از آزمايشگاهش بيرون كرده اند، و به او گفته شده است كه بخش اداري دانشگاه نظر به اخراج او و ممانعت از حضورش در صحن دانشگاه دارد.

اخراج يك استاد رسمي به خودي خود اتفاق نادري است، اما دو هفته پيش دانشگاه اقدام افراطي تري هم انجام داد: وقتي پروفسور رانكور به دانشگاه آمد كه ميزبان جلسه انجمن فيلم مستنش باشد كه مرتباً برگزار مي شد، پليس با دستبند او را به جرم ورود غير مجاز متهم و بيرون مي كند.

به دنبال تعلیق او که منجر به طرح پرسش هایی درباره آزادی آکادمیک شده است انجمن مدرسان دانشگاه های کانادا مستقلاً دست به تحقیق و تفحص پیرامون این موضوع زده است. دبیر اجرایی این انجمن می گوید "دانشگاه ها محیطی هستند که در آن نه فقط مجادلات شدید تحمل می شود بلکه از این نوع مجادلات استقبال هم می شود. باید خلاف بسیاری جدی ای از پروفسور رانکور سر زده باشد که چنین رفتاری در قبال وی را توجیه کند".

سخنگوی دانشگاه مشخصاً از توضیح دادن درباره واقعه ورود غیر مجاز و دلیل آوردن برای حکم انظباطی اجنتاب کرده است ولی گفته که این تصمیم "خیلی جدی" بوده و "به این سادگی ها" اتخاذ نشده است.

تعلیق پروفسور رانکور جدی ترین اقدام در طی یک رشته طولانی از شکایات و تنش های دانشگاه با اوست که به سال ۲۰۰٥ برمی گردد، زمانی که او پس از تحققیق درباره شیوه های نوین آموزش ارزیابی به وسیله حروف را کنار گذاشت. او همچنین طرح درس را بر اساس نظریات دانشجویان تغییر داد "بی آن که تأیید دانشگاه را داشته باشد" که از نظر او "قوز آکادمیک" نامیده می شود.

پروفسور رانکور که تألیفات متعددی دارد و عقاید سیاسی اش را رک و راست ابراز می کند دانشمندی است که از به هم آمیختن و به هم ریختن نظریه ها بر روی دستمال کاغذی در کنفرانس ها کیف می کند. شیوه غیرقراردادی تدریس او هم طرفداران پرشوری در بین دانشجویانش برای او فراهم کرده، همه خصومت بسیاری از همکاران هیئت علمی اش را بر انگیحته است؛ یک سوم این همکاران در پاییز ۲۰۰٧ علیه او شکایت کردند. در نامه ای که او فراهم آورده اعلام می کند شکایات اکثراً ریشه در مجموعه ای از برقنامه های انتقادی دارد که او در آن ها از شیوه های تدریس "پدرسالارانه" این استادان صحبت کرده، انتقادی که امروز بدون کوچکترین خودداری ابراز می کند.

اما  او  در  عین حال  حمایت  فوق  العاده ای  از   سوی   کلود   لامونتین (Claude Lamontagne) پروفسور روانشانسی که جوایزی هم برده دارد ، این استاد دربرقنامه ای نوشته لازم است اعضای هیئت علمی برای آزادی در نحوه تدریس و زمان تدریس بجنگند تا مبادا استقلال شان "از روح شان مثل عصاره پرتقال فشرده شده ای بیرون بزند".

پروفسور رانکور که خودش را یک "آنارشیست" معرفی می کند بر مبنای سخنرانی های علم و جامعه اش درس محبوبی را در دانشگاه اوتاوا مورد ضرورت فعال بودن طرح ریخته که سال بعد توسط دانشگاه لغو شد و یک انجمن فیلم متفاوت را شروع کرده که بر عدالت اجتماعی متمرکز است.

او نخستین بار زمانی در صدر اخبار ظاهر شد که دو قلوهای ده ساله ای به همراه مادرشان در درس او ثبت نام کردند و وقتی دانشگاه گفت که آنها نمی توانند در این کلاس باشند از شکایت حقوق بشری علیه دانشگاه بر مبنای تبعیض سنی حمایت کرد. تحقیقات او هم همین قدر متفاوت است: او گرم شدن کره زمین را یک افسانه خوانده است. او همچنین منتقد رک و راست "تجاوزات نظامی اسرائیل" است و از بیان این ایده ها با دانشجویان خجالت نمی کشد.

و در حالی که دانشگاه در مورد او ساکت مانده است، پروفسور رانکور آزادانه داستان خودش را منتشر می کند: مکاتبات با مسئولین دانشگاه و ویدئوی دستگیری اش روی اینترنت قرار داده شده اند. او می گوید "من چیزی برای پنهان کردن ندارم".

شان کلی (Sean Kelly) دانشجوی کارشناسی ارشد که پروفسور رانکور تا پیش از تعلیق اش استاد راهنمای او بوده، می گوید برخی دانشجویان از این که او اجازه می داده مباحث کلاس از موضوعات اصلی منحرف شده یا این که او برای تکالیف موعد تحویل معین نمی کرده شاکی بوده اند. آقای کلی اذعان دارد که برخی از دانشجویان صرفاً برای گرفتن یک A مجانی درس را می گرفتند، اما بسیاری دیگر انرژی بیشتری صرف این کلاس می کردند. این دانشجوی ۲٧ساله می گوید در مقایسه با سایر استادان که عملاً پرسش ها را پیش از امتحان به دانشجویان می دادند، پروفسور رانکور "واقعاً شما را به این که بیشتر خودتان فکر کنید سوق می دهد".

اکنون پروفسور رانکور ٥۱ ساله دانشچویان ارشدش را در کافه ها ملاقات می کند و به راهنمایی غیررسمی پایان نامه های آن ها ادامه می دهد. او هنوز حقوقی را که در انتظار تصمیم نهای دانشگاه است دریافت می کند. احتمالاً ماه ها طول می کشد تا هیئت تحقیق و تفحصی که انجمن مدرسان دانشگاه های کانادا تعیین نموده گزارشش را ارائه دهد.

اما او درباره A+ ها راسخ است: او تأکید دارد که "نمره محیط آموزشی را مسموم می کند. ما دانشجویان را تربیت می کنیم که حرف شنو باشند و ذهن ما را بخوانند به جای آن که خود عامل فعال کننده فراگیری باشند".

منبع: روزنامه Globe and Mail ٦ فوریه ۲۰۰٩

+ نوشته شده توسط رضا محمدی در دوشنبه 25 آبان1388 و ساعت 12:15 |

انجمن علمی دانشجویی فلسفه تعلیم و تربیت دانشگاه تهران

در بهمن‌ماه سال 1384 عده‌ای از دانشجویان تحصیلات تکمیلی دانشکده‌ی روان شناسی و علوم تربیتی دانشگاه تهران، انجمن علمی دانشجویی فلسفه تعلیم و تربیت را تشکیل دادند. اعضای منتخب شورای مدیریت انجمن عبارت بودند از: سید علی حسینی زاده، نجمه رضانژاد، شیوا همتی، نرگس سجادیه و رمضان برخورداری (دبیر انجمن).

مطابق اساس‌نامه‌ی این انجمن، یکی از فعالیت‌های انجمن انتشار نشریه‌ای تخصصی در حوزه‌ی فلسفه تعلیم و تربیت بود که تاکنون دو شماره از آن در اختیار علاقمندان قرار گرفته است.

مطالب شماره‌ی نخست این نشریه که در پاییز سال 1385 منتشر شده به‌شرح زیر است:

مقاله:

-          فلسفه تعلیم و تربیت- نیکول سی باربلز- ترجمه نرگس سجادیه و سمانه خلیلی

-          فلسفه تحلیلی تعلیم و تربیت: از فراز تا فرود- نرگس سجادیه

-          اهداف، اهداف چه کسانی؟- کوین هاریس- ترجمه رمضان برخورداری و سمانه خلیلی

گفتگو:

-          فلسفه تعلیم و تربیت در گفتگو با دکتر خسرو باقری (بخش نخست)

 

نقد و بررسی کتاب:

-          مکاتب فلسفی و آراء تربیتی (جرالد گوتک- ترجمه محمد جعفر پاک سرشت)- رمضان برخورداری

-          چگونه فيلسوف شدم؟ سفر من به جهان فلسفه سده بيستم- ملیحه راجی

مطالب شماره‌ی دوم نیز که اخیراً منتشر شده عبارتند از:

 

مقاله:

-          فلسفه ذهن و پیامدهای آن در تعلیم و تربیت- محمود تلخابی

-          طرحی برای تحلیل فلسفه تعلیم و تربیت- ویلیام کی. فرانکنا- ترجمه رمضان برخورداری

-          تنظیم هدف به‌منظور تعلیم و تربیت عادلانه- مورنا گریفث- ترجمه شیوا همتی

-          درس فلسفه تعلیم و تربیت- مراد یاری دهنوی

-          تفکر خودمحور و جامعه‌محور در پیاژه- ملیحه راجی

 

گفتگو:

-          فلسفه تعلیم و تربیت در گفتگو با دکتر خسرو باقری (بخش پایانی)

 

گزارش:

-          گزارش یک نشست (سخنرانی پروفسور بنگسون در دانشگاه تربیت مدرس)

 

معرفی کتاب

 

جکیده انگلیسی مقالات

 

نشریه در فروشگاه جهاد دانشگاهی دانشکده روان‌شناسی و علوم تربیتی دانشگاه تهران قابل تهیه است.

  

+ نوشته شده توسط رضا محمدی در جمعه 22 آبان1388 و ساعت 13:34 |

روش پدیدارشناسی

 

«پدیدارشناسی» به‌عنوان یکی از مهم‌ترین مکاتب فلسفی و همچنین، راهبردی پژوهشی در قرن بیستم به‌شمار می‌رود و هم‌چنان که از نامش پیداست، پدیدارها را مدنظر دارد. پدیدارشناسی دارای سیر تاریخی خاصی است و از نظر لغوی به معنای مطالعه یا شناخت پدیدارها بدون هرگونه قضاوت و ارزش‌گذاری از جانب محقق می‌باشد. واژه پدیدارشناسی در آثار اندیشمندان مختلف در معانی متفاوتی به کاررفته است که از آن جمله می‌توان به «ارغنون جدید» اثر یوهان هاینریش لامبرت، «پدیدار شناسی روح» اثر هگل و نیز نوشته‌هایی از کانت اشاره داشت (اشمیت، 1375).

 

«ادموند هوسرل» از جمله اندیشمندان قرن بیستم بود که پدیدارشناسی را در معنای جدید و نیز در مقابل مکتب اثبات‌گرایی مطرح نمود. تحصیلات دانشگاهی و آکادمیک هوسرل اگرچه در ریاضیات و فیزیک بود، ولی با آشنایی با روان‌شناسی جدید ویلهلم وونت، گرایشاتی به سمت پژوهش‌های روان‌شناسی‌گرایانه پیدا کرد، اما بعدها با روی‌گردانی و انتقاد از دیدگاه‌های آزمایشگاهی و آزمون‌های تجربی رفتارگرایان و نیز با استفاده از معانی و مفاهیم ایده‌آلیسم آلمانی پایه‌های مکتب پدیدارشناسی را بنیان نهاد (جمادی، 1385).

 

از نظر هوسرل، شناخت کامل و واقعی پدیدارها ممکن نیست، مگر آنکه به ذات و کنه آنها پی ببریم؛ برخلاف اندیشه اثبات‌گرایی که در آن عینیت و مادیت وقایع و پدیدارها موردنظر است. به‌طورکلی، سؤال اساسی و بنیادین پدیدار شناسی، سؤال از معناست؛ سؤالی که تنها اشتغالی برای اصحاب عقل نیست، بلکه معرف ماهیت انسان و تاریخ انسان است (دارتیگ، 1373). بعدها افرادی چون مرلوپونتی و سارتر اساس فلسفی مکتب اصالت وجود خود را بر نظرات پدیدارشناسی هوسرل متکی ساختند و مدت‌ها بعد، آلفرد شوتز اصول فلسفی و کاربرد پدیدارشناسی را در روان‌شناسی اجتماعی و جامعه‌شناسی پایه‌گذاری کرد.

 

همان‌طور که اشاره شد، پدیدارشناسی به‌عنوان روشی پژوهشی در حوزه‌های گوناگون دانش مورد استفاده قرار می‌گیرد. این روش به‌زعم ویلیس (1387) صورتی از پژوهش تفسیری است که کانون توجه خود را بر ادراک بشر، به‌ویژه کیفیت‌های زیبایی‌شناختی تجربه وی، معطوف می‌سازد. ویلیس برای توضیح ملموس‌تر این روش از استعاره «فرایند دیداری» در برابر استعاره «فرایند شنیداری» که مختص صور دیگر پژوهش‌های تفسیری است، استفاده کرده است. زیرا به‌نظر وی، این نوع پژوهش ناظر بر این سؤال است که انسان در زندگی خویش چه می‌بیند؟ به‌عبارت دیگر، در این روش، پژوهش‌گر با پدیده‌های مورد پژوهش ارتباط نزدیک دارد و می‌خواهد خود را در جریان تجربه این پدیده‌ها بشناسد (گال و همکاران، 1382).

 

گال و همکاران (1382) ساختاری چهار مرحله‌ای برای توضیح چگونگی اجرای این روش ارائه کرده‌اند که به‌صورت خلاصه چنین است:

1- موضوعی را که اهمیت شخصی و اجتماعی دارد، مشخص کنید.

2- شرکت کنندگان مناسب را انتخاب کنید.

3- با هر شرکت کننده مصاحبه کنید.

4- داده‌های مصاحبه را تحلیل کنید.

 

ون منن (به‌نقل از فتحی واجارگاه، 1386) نیز چارچوب زیر را برای اجرای این روش مطرح کرده است:

الف) عنایت به ماهیت تجربه زیست‌شده

1- تشخیص مسأله

2- تدوین سؤال پدیدارشناختی

3- تشریح مفروضات و پیش درک و فهم‌ها

ب) بررسی هستی‌شناختی

4- اکتشاف پدیده: تولید داده

4-1- استفاده از تجربه شخصی به‌عنوان نقطه شروع

4-2- ردیابی منابع (زبان‌شناسی) ریشه‌شناسی

4-3- جستجوی عبارات مصطلح

4-4- به‌دست آوردن توصیف‌های تجربی از موضوعات

4-5- تعیین موقعیت توصیف‌های تجربی در ادبیات، هنر و غیره

5- بررسی و تأسی از ادبیات پدیدارشناختی

ج) اندیشه و تأمل پدیدارشناختی

6- انجام تجزیه و تحلیل مبتنی بر موضوع

6-1- عریان سازی جنبه‌های مرتبط با موضوع در توصیف‌های مربوط به جهان زیست شده

6-2- جداسازی بیانات مربوط به موضوع

6-3- انجام تغییرات زبانی

6-4- جمع‌آوری توصیف‌های مربوط به موضوع از منابع هنری

7- تعیین موضوعات اساسی

د) نوشتن پدیدارشناختی

8- توجه به گفتار زبانی

9- بیان مثال‌های مختلف

10- نوشتن

11- بازنویسی

+ نوشته شده توسط رضا محمدی در چهارشنبه 20 آبان1388 و ساعت 13:40 |

 

جلسه سخنرانی ماهانه انجمن فلسفه تعليم و تربيت ايران

  

موضوع

چیستی آموزش ارزش‌ها در گستره تعلیم و تربیت

 

سخنران

دکتر اکبر رهنما

عضو هیئت علمی دانشگاه شاهد

 

زمان

دوشنبه 25/ 8/1388 ساعت 16 تا 18

 

مکان

تهران - پل کریم خان زند - خیابان ایرانشهر شمالی - سازمان پژوهش و برنامه ریزی آموزشی

طبقه هشتم - سالن اجتماعات

 

 

انجمن فلسفه تعليم و تربيت ايران

با همکاری

گروه پژوهش در مبانی برنامه‌ریزی درسی مؤسسه پژوهشی برنامه‌ریزی درسی و نوآوری‌های آموزشی

 

از همه علاقمندان و اعضاء جهت حضور در اين جلسه دعوت به‌عمل می‌آيد.

+ نوشته شده توسط رضا محمدی در دوشنبه 18 آبان1388 و ساعت 9:53 |

درآمدي بر فلسفه تعليم و تربيت جمهوري اسلامي ايران

نویسنده: دکتر خسرو باقری

انتشارات علمی و فرهنگی

1386

فلسفه تعليم و تربيت كه خود چارچوبي نظري است، نقشي اساسي در حوزه عملي تعليم و تربيت به عهده دارد. اين نقش متضمن هدايت و بازانديشي نسبت به اموري است كه در حوزه علمي تعليم و تربيت مي‌گذارد. از اين حيث، فلسفه تعليم و تربيت چون سنگ ترازويي است كه وزن فعاليت‌هاي عملي تعليم و تربيت را نشان مي‌دهد و همچون معياري عمل مي‌كند كه ميزان افزودن و كاستن براين فعاليت‌ها را مشخص مي‌كند.


با اين وجود، متأسفانه در كشور ما، فلسفه تعليم و تربيت هنوز صورت مدوني نيافته است. اين امر كم و بيش بدان معناست كه در حوزه عملي تعليم و تربيت، بدون داشتن سنگ ترازو، به توزين پرداخته و با حدس و گماني آزاد، قدر و قيمت طرح‌ها و فعاليت هاي عملي تعليم و تربيت را مشخص كرده‌ايم.

 
البته، ضرورت پرداختن به فلسفه تعليم و تربيت، از مدت‌ها پيش مورد توجه قرار گرفته بود، اما اين احساس ضرورت، يا مسير مناسبي را براي باروري نيافته و يا اگر در مسير مناسبي قرار گرفته، به بار ننشسته است.

در كوشش براي تدوين فلسفه تعليم و تربيتي براي آموزش و پرورش ايران، دست كم بايد به سه عنصر توجه كرد:

عنصر اول، فرهنگ و انديشه اسلامي است. توجه به اين عنصر، از اين جهت اهميت دارد كه ستون فقرات فرهنگي جامعه ما را پيوند عميق مردم اين ديار با دين اسلام تشكيل مي‌دهد.


عنصر دوم، ويژگي‌هاي فرهنگ ملي است. اين عنصر، ناظر به خصوصياتي است كه در طي تاريخ اين ملت، از گذشته‌هاي دور تاكنون، به ظهور رسيده و در شكل دادن خلق و خوي اجتماعي معيني نقش داشته است. به علاوه، آرايش فرهنگي جامعه، از حيث وجود خرده فرهنگ‌هاي مختلف قومي، بعد ديگري در همين عنصر است. سرانجام عنصر سوم، مواجهه فرهنگي با دنياي غرب است. اين عنصر، از اين جهت داراي اهميت است كه بستر ظهور چالش‌هاي تعيين‌كننده‌اي در وضع كنوني جامعه است.


بررسي عميق هر سه عنصر مذكور در قالب يك پژوهش امكانپذير نيست. در اثر حاضر، از اين سه عنصر تنها عنصر نخست و تا حدي عنصر سوم مورد توجه مؤلف بوده است. خسرو باقري با نظر به عنصر اول سعي كرده تا با مطالعه متون ديني اسلام، چارچوبي براي انديشه تربيتي فراهم كند و در ضمن آن، معيارهايي به دست دهد كه به كمك آنها بتوان در مورد پديده‌هاي جاري در محيط‌هاي آموزش و پرورش طراحي و تأمل نمود.

 

+ نوشته شده توسط رضا محمدی در یکشنبه 26 مهر1388 و ساعت 18:22 |

تحلیل

به‌طور کلی، «تحلیل» یکی از مهم‌ترین ابزار و شیوه‌های تفکر علمی و فلسفی انسان محسوب می‌شود. از این‌رو، در طول تاریخ تفکرات بشری به انحاء گوناگون از این شیوه استفاده شده و تعاریف مختلفی برای آن در نظر گرفته شده است. معنای لغوی تحلیل عبارت است از «تجزیه کردن یا تفکیک کردن» که متضاد «ترکیب کردن» است. از نظر تاریخی نیز می‌توان برخی اقدامات فیلسوفانی همچون سقراط، افلاطون و ارسطو را از جمله مصادیق ابتدایی تحلیل فلسفی دانست و در دوران معاصر، این سنت به‌دست توانای فیلسوفانی که آنها را متعلق به مکتب «فلسفه تحلیلی» می‌دانند رو به گسترش است. این مکتب فلسفی معاصر که شامل شاخه‌های متنوعی همچون «پوزیتیویسم منطقی»، «اتمیسم منطقی» و «فلسفه تحلیل زبانی» است، وضوح‌بخشی به زبان و روشن ساختن منطقی اندیشه‌ها را به‌طور کلی وجهه همت خود قرار داده است. همچنین، دیدگاه‌های این گرایش فلسفی تأثیرات بسیار زیادی بر حوزه روش‌شناسی علوم در دوران معاصر داشته است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط رضا محمدی در یکشنبه 26 مهر1388 و ساعت 17:28 |

جلسه سخنرانی ماهانه انجمن فلسفه تعليم و تربيت ايران

 

موضوع

طرحی برای فلسفه برنامه درسی

 

سخنران

دکتر خسرو باقری

استاد دانشگاه تهران

 

 زمان

27/7/1388 (دوشنبه) ساعت 16

 

مکان

دانشگاه تهران، دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی، طبقه سوم، سالن شورا

از همه علاقمندان و اعضاء جهت حضور در اين جلسه دعوت به عمل می‌آيد

 

"انجمن فلسفه تعليم و تربيت ايران"

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط رضا محمدی در شنبه 25 مهر1388 و ساعت 0:27 |

مسائل روش‌شناختی در گستره‌ی تاریخ علم

                                    

چیستی و ماهیت علم از دیرباز مورد توجه اندیشمندان بوده و سرآغاز مشخصی برای کاوش‌های متفکرین در این خصوص نمی‌توان معین کرد؛ اما صاحب‌نظران سرآغاز دانش «فلسفه علم» را که به کاوش فلسفی درباره‌ی فعالیت‌های علمی می‌پردازد، متقارن با دوران جدید، یعنی عصر رشد چشم‌گیر علوم، می‌دانند (ریس، 1387). در این دوران، تقابل دو رهیافت عقل‌گرایی (Rationalism) و تجربه‌گرا (Empircism) موجب ظهور جدال دیرپای روش‌شناسی‌های قیاسی (Deductive) و استقرایی (Reductive) در علم شد. اگرچه سرچشمه‌های این تعارض را می‌توان در تفکرات اندیشمندان و روش دانشمندان دوران باستان و پس از آن نیز جستجو کرد، اما تأملات دکارت و بیکن برافروزنده‌ی آتش این جدال دیرینه محسوب می‌شود.

استدلال قیاسی که سازنده‌ی معرفت منطقی محسوب می‌شود، متولی اخذ نتایج جزئی از مقدمات کلی (نظریه‌ها و قوانین) است به‌گونه‌ای که صدق این نتایج وابسته به صدق آن مقدمات می‌باشد. اما مطابق شیوه‌ی استقراگرایی، علم با مشاهدات سالم، امانت‌دارانه، و با ذهنی خالی از پیش‌داوری آغاز شده و با تعمیم این مشاهدات، گزاره‌های کلی (نظریه‌ها و قوانین) به‌دست می‌آیند (چالمرز، 1381). تقریر چالمرز (1381) از اصل استقراء چنین است: "اگر تعداد زیادی الف تحت شرایط بسیار متفاوتی مشاهده شوند، و اگر تمام الف‌های مشاهده شده بدون استثناء خاصه‌ی ب را داشته باشند، آنگاه تمام الف‌ها خاصه‌ی ب را دارا هستند" (ص 25).

استقراگرایی در طول تاریخ علم از جاذبه‌ی زیادی برخوردار بوده و موجب تحولات بسیاری در علوم گردید؛ اما چالش‌های فیلسوفانی هم‌چون هیوم بر این اصل (اگرچه خود یک تجربه‌گرا بود) موجب ظهور «مسأله استقراء» شد و توجیه منطقی و تجربی این اصل زیر سؤال رفت. اما استقراگرایان که به راحتی قصد ترک صحنه را نداشتند با ارائه‌ی خوانش جدیدی از این روش، موضع تعدیل یافته‌ی «استقراگرایی احتمالی» را جای‌گزین موضع افراطی  «استقراگرایی سطحی» کردند (چالمرز، 1381). تقریر چالمرز (1381) از این دیدگاه چنین است: "اگر تعداد زیادی الف در شرایط متنوع وسیعی مشاهده شوند، و اگر تمام الف‌های مشاهده شده بدون استثناء خاصه‌ی ب را داشته باشند، در این‌صورت تمام الف‌ها احتمالاً دارای خاصه‌ی ب هستند" (ص 30). اما این دیدگاه نیز به چالش کشیده شد و جدال هم‌چنان ادامه یافت.

کانت هرچند به‌نوعی تلفیق کننده‌ی عقل‌گرایی و تجربه‌گرایی بود، اما این دو سنت پس از کانت نیز هم‌چنان به نزاع خود ادامه دادند. نمایندگان اصلی این دو سنت در قرن نوزدهم «جان استوارت میل» و «ویلیام هیول» بودند (ریس، 1387). "میل رهرو سنت استقرایی بود که از طریق هیوم به بیکن نسب می‌برد. وی حتی برای پی بردن به نسبت‌های علّی و معلولی، به روایتی از جدول موارد تطبیقی بیکن ]در استقرا[ استناد می‌کرد. اما، هیول که از کانت تأثیر پذیرفته بود، استقرا را به قسمی «به‌هم پیوستن» یعنی پیوند دادن یک پدیده با یک فرضیه تفسیر می‌کرد به وجهی که بتوان پدیده را از فرضیه استنتاج کرد. بدین سان، وی مدافع روش فرضی استنتاجی بود" (ص 111).

در سال‌های بعد نیز ظهور جریان‌ها و مکاتب فلسفی و تأملات برخی اندیشمندان موجب رشد و تکامل فلسفه علم و در نتیجه بالندگی روش‌شناسی علم شد. در این‌باره می‌توان از جریان‌ها و مکاتبی هم‌چون قراردادگرایی (Conventionalism)، پراگماتیسم (Pragmatism)، اتمیسم منطقی (Logical atomism)، پوزیتیویسم منطقی (Logical Positivism)، عملیات‌گرایی (Operationalism)، واقع‌گرایی علمی (Scientific Realism)، عقل‌گرایی انتقادی (Critical Rationalism)، واقع‌گرایی انتقادی (Critical Realism) و ... یاد کرد که موجب بروز گرایش‌های متنوعی در فلسفه علم شده‌اند (ریس، 1387).

سیر تاریخی فلسفه علم و مجموعه‌ی گرایش‌های متنوع موجود در این حوزه‌ی معرفتی در چند مرحله‌ یا دسته‌ی کلی قابل طبقه‌بندی هستند و این طبقه‌بندی می‌تواند معیار مناسبی برای طبقه‌بندی انواع گرایش‌های روش‌شناسانه در علم باشد. در این‌جا به‌عنوان نمونه از دو دیدگاه که به این طبقه‌بندی‌ها اقدام کرده‌اند می‌پردازیم.

سروش در مقدمه‌ی خود بر ترجمه‌ی کتاب برت (1380) به توضیح اجمالی چهار مرحله‌ی سیر فلسفه علم پرداخته است: مرحله‌ی اول، علم‌شناسی ارسطویی که فعالیت علمی را خبر گرفتن از مقتضیات طبایع اشیاء می‌دانست و علم را مجموعه‌ای از قضایای ثابت شده و گردآمده بر حول محور (موضوع) خاصی می‌شمرد و تجربه (به‌معنی استقراء همراه با قیاسی خفیّ) مهم‌ترین شیوه‌ی دست یافتن به قوانین علمی و مقتضیات طبایع بود. مرحله‌ی دوم، پوزیتیویسم که با نظر افکندن بر علمی که از رنسانس به بعد بالیده و شکوفیده بود و با تأکید بر تمیز روش‌شناسانه معرفت علمی از معرفت‌های دیگر و با حرمت بسیار نهادن به علم تجربی چشم از علم شناسی ارسطویی برگرفت و تصویر تازه‌ای از علم عرضه کرد. مرحله‌ی سوم، دیدگاه‌های پوپر و لاکاتوش که به اوج رساننده و پایان رساننده‌ی فلسفه علم منطقی-دستوری (مرحله‌ی سوم) بود. مرحله‌ی چهارم، دیدگاه‌های کوهن و فایرابند که تاریخیّت و نسبیّت را در فلسفه علم گسترش دادند.

شعبانی (1385) نیز در توضیح نظریه‌های روش‌شناسی یا دیدگاه‌های فلسفی پیرامون ماهیت روش، با تأیید سخنان صاحب‌نظران مبنی بر زیربنایی بودن مفروضات هستی‌شناختی برای مفروضات معرفت‌شناختی و زمینه‌ساز بودن مفروضات معرفت‌شناختی در ظهور ملاحظات روش‌شناختی، این نظریه‌ها را به سه دسته‌ی کلی طبقه‌بندی کرده است: اثبات‌گرایی، پسا اثبات‌گرایی، و تفسیری.

 

+ نوشته شده توسط رضا محمدی در جمعه 10 مهر1388 و ساعت 14:38 |

معرفی فیلم کلاس

The Class (Enter les murs)

فیلم فرانسوی "Enter les murs" (در میان دیوارها) که با عنوان بین المللی "کلاس" پخش شده است، ساخته "لورن کانته" در سال ۲۰۰۸ می‌باشد که در همان سال جایزه نخل طلایی جشنواره فیلم کن را به خود اختصاص داده است. این فیلم که راجع به فضای آموزشی در فرانسه ساخته شده، داستان معلمی دلسوز و جدی را به تصویر می‌کشد که در دبیرستانی واقع در محله ای فقیر در پاریس کار می کند. در این فیلم با یکی از حساس‌ترین مشکلات جامعه‌ی امروز فرانسه روبرو هستیم: نارضایتی یأس‌آلود جوانان حومه‌نشین و ناسازگاری آن‌ها با متن جامعه فرانسه. بیشتر این جوانان، که فرزندان خانواده‌های مهاجر هستند، در فرانسه به دنیا آمده‌اند، اما از نظر فرهنگی و احساسی، خود را همچنان بیگانه می‌بینند. در اینجا نظر شما را به یکی از نقدهای این فیلم که برگرفته از وبلاگ سینما پارادیزو است، جلب کرده و در ادامه، لینک‌های دیگری در این زمینه معرفی شده‌اند:

کلاس نگاهی واقع‌گرایانه به روند تحصیل، اختلاف فرهنگی، نارضایتی و سرکشی نوجوانان  و اختلاف شدید فرهنگی بین جامعه چند ملیتی حومه پاریس که مرکز بحران‌های یک دهه اخیر بوده است، دارد. کلاس نگاهی نیمه مستند به یک کلاس درس یک ساله بر اساس تجربیات واقعی فرانسوا بگودو در طول  یک سال تحصیلی دارد. در این کلاس درس شاهد نمونه‌های رایج و کلیشه‌ای آثار سینمائی پیشین مبنی به خوب مطلق بودن معلم و روحیه فداکاری و از خودگذشتگی وی برای نجاب کلاس و بشریت نیستیم. بلکه در ایکه در این فیلم با کلاسی واقعی، معلمی واقعی، دانش‌آموزان واقعی و فضای واقعی طرف هستیم. در کلاسی که معلم عصبانی می‌شود به دانش‌آموزانش توهین می‌کند، دانش‌آموزان هم شخصیتی واقعی را بازی می‌کنند. مخاطب در فیلم با درام و قصه‌ای جذاب طرف نیست, بلکه کنش‌ها و رفتار واقعی تعدادی دانش‌آموز و معلم آینه ای از جامعه و نسل جدید را به نمایش می گذارد. نسلی سرکش با ذهنیتی انقلابی که فقط می دانند نمی خواهند و نمی دانند چه می خواهند!

کلاس هشداری به جوامع مدرن  مبنی بر نارضایتی نسل جدید از شرایط موجود است. ناامیدی و نگرانی در میان معلمان و دانش‌آموزان کلاس موج می‌زند. و شاید تنها نقطه امید فیلم وجود معلمی است که واقع‌بینانه می‌داند نسل بعد و نسلی که قرار است آینده را بسازد همین افرادند پس باید با آن‌ها ارتباط برقرار کرده و همدیگر را درک کنند هرچند او هم از نقاط ضعف انسانی مبرا نبوده و گاه خود مرتکب اشتباهات فاحشی می‌شود.

لوران کانته با جسارتی مثال زدنی بی پرده و صریح با دوربین خود به کلاس نمادین وارد شده و از نمایش مستندگونه هیچ کنشی نمی‌هراسد. او وظیفه خود را در روایت و نمایش به نحو احس انجام داده و همین صراحت موجب شده که ذهن مخاطب به طور کامل با فیلم درگیر شود. در فیلم کوچکترین نکات از نگاه فیلمساز پنهان نمانده و بی پروا به درون معظلات اجتماعی رفته است. در کلاس درس زوج کانته و بگودو مقداری شعار و حرف‌های بزرگ فسلفی را در دهان دانش‌آموزان و معلم قرار نداده بلکه با هنرمندی و ظرافت خاصی  سعی کرده‌ تمام ذهنیات و پیام‌ها بر اساس صحبت‌های دانش‌آموزان بیان شود.

کلاس به لحاظ ساختار فیلم مدرنی است. سینمای نو فرانسه است. اکثریت فیلم در محیط بسته یک کلاس می‌گذارد، قصه نمی‌گوید، از صحنه‌های اکشن و جلوه‌های ویژه خبری نیست، بازیگران بازی نمی‌کنند بلکه دانش‌آموز و معلم هرکدام نقش واقعی خود را اجرا می‌کنند، شخصیت مثبت و منفی و سفید و سیاه نداریم ، دارای قصه کلاسیکی نیست، اکثریت فیلم صرف صحبت و دیالگ‌های شخصیت‌های مختلف شده و بیشتر فیلم دیالگ است و جالب است  با تمام این موارد مخاطبی که درگیر فیلم شود تا پایان آن احساس خستگی نمی‌کند و این جادوی لوران کانته و فرانسوا بگودو  است. فیلم خود را مقید به هیچ سبک و ساختار کلاسیکی نکرده و سعی در نمایش آزادی دارد. بازی و حضور بازیگران در فیلم نیز دارای هیچ قید و بندی نبوده و کاملاً آزادانه است.

کلاس ما را دچار چالش عجیبی می‌کند. چالش و پرسش‌های مهمی  که باید برای‌ آن‌ها پاسخ یافت. مهمترین نکته فیلم این است که کلاس چه دوستش داشته باشیم چه خسته‌کننده باشد ما را به تفکر می‌اندازد. ویژگی که سینمای اصیل فرانسه همیشه در آن پیشرو بوده است.

در بخشی از فیلم یکی از شاگردان کلاس سرکش کلاس آینده خود را اینگونه ترسیم می‌کند."می‌خواهم پلیس شوم زیرا همه پلیس‌های فرانسه بد هستند و من می‌خواهم اولین پلیس خوب باشم!"

برای کسب اطلاعات بیشتر به نوشته‌های زیر رجوع کنید:

نقد فیلم کلاس ساخته لورن کانته

چند نکته در حاشیه فیلم کلاس

نگاهی دیگر به فیلم کلاس ساخته لورن کانته

کلاس درس، فیلمی با امیدواری واقع‌بینانه

+ نوشته شده توسط رضا محمدی در پنجشنبه 26 شهریور1388 و ساعت 4:14 |

     

استثنایی‌ترین نامزد احمدی‌نژاد

«سوسن کشاورز»

نامزد وزارت آموزش و پرورش دولت دهم

دانش‌آموخته‌ی فلسفه تعلیم و تربیت

 

مهر: عضو کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس شورای اسلامی از احتمال معرفی سوسن کشاورز به عنوان وزیر آموزش و پرورش در کابینه دهم خبر داد.

اسدالله عباسی با اعلام این مطلب افزود: با خبر شده ایم که دکتر احمدی نژاد قصد معرفی خانم سوسن کشاورز را برای وزارت آموزش و پرورش دارد ولی از آنجایی که وی تاکنون سمت اجرایی نداشته، اصلا برای وزارت مناسب نیست و این به ضرر آموزش و پرورش است.

سوسن کشاورز معاون کنونی وزیر آموزش و پرورش در سازمان آموزش و پرورش استثنایی است که تیرماه سال گذشته این سمت را بر عهده گرفت.

کارشناسان آموزشی معتقدند کشاورز که دکترای فلسفه تعلیم و تربیت دارد و پیش از فعالیت خود در آموزش و پرورش استثنایی استاد دانشگاه تعلیم و تربیت بوده هیچ سمت اجرایی نداشته است.

نماینده مردم رودسر و املش تصریح کرد: اگر دکتر احمدی نژاد فردا کشاورز را برای آموزش و پرورش معرفی کند، مشخص می شود که وی هیچ شناختی نسبت به آموزش و پرورش ندارد.

عباسی با بیان اینکه آموزش و پرورش آزمایشگاه و یا کارگاه آموزشی نیست که رئیس جمهور هر فردی را برای وزارت در آن انتخاب کند، ادامه داد: اینکه به خانم ها فرصت وزارت داده شود خوب است اما اینکه فردی را با بالگرد به قله کوه برسانیم و بگوییم تو قله را فتح کردی اصلا خوب نیست. افراد باید خود از کوه بالا بیایند تا فراز و فرودها و سختی ها را بچشند و تجربه را کسب کنند که مطمئناً کشاورز این ویژگی را ندارد.

عضو کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس شورای اسلامی تصریح کرد: افرادی که دکتر احمدی نژاد تاکنون برای آموزش و پرورش معرفی کرده اصلا قادر به حل چالشهای موجود آموزش و پرورش نخواهند بود و این مایه تاسف است.

عباسی در پایان گفت: در صورت معرفی سوسن کشاورز برای تصدی در وزارت آموزش و پرورش کمیسیون آموزش و تحقیقات واکنش خود را نشان خواهد داد.

+ نوشته شده توسط رضا محمدی در پنجشنبه 29 مرداد1388 و ساعت 12:52 |