تبليغاتX
فلسفه تعلیم و تربیت

                           

مصطفی ملکیان و فلسفه تعلیم و تربیت

اوایل اردیبهشت ماه که برای بازدید از نمایشگاه کتاب به تهران رفته بودم، در هنگام برگشت با استاد ملکیان در یکی از کتاب‌فروشی‌های انقلاب روبرو شدم. بعد از معرفی و کمی صحبت و طرح چند سؤال از ایشان، به‌نظرم رسید که دیدگاه‌شان را درباره‌ی فلسفه تعلیم و تربیت و علایق پژوهشی‌شان در این زمینه جویا شوم تا شاید راهنمای مناسبی برای انتخاب موضوع رساله‌ام باشد. ایشان نیز با ابراز رغبت خود در این‌باره، پیشنهاد ملاقاتی حضوری را در فرصتی مناسب‌تر دادند و چون من در حال بازگشت بودم، این ملاقات به زمان دیگری موکول شد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط رضا محمدی در یکشنبه 30 تیر1387 و ساعت 23:12 |

گزارش اولین جلسه عمومی انجمن فلسفه تعلیم و تربیت ایران

اولین جلسه عمومی انجمن فلسفه تعلیم و تربیت ایران جهت انتخاب هیئت مدیره و تصویب اساسنامه صبح امروز (12/4/1387) در دانشکده علوم انسانی دانشگاه تربیت مدرس برگزار شد. در این جلسه حدود یکصد نفر از دانشجویان (کارشناسی، کارشناسی ارشد، و دکتری) و اساتید رشته فلسفه تعلیم و تربیت و دیگر رشته های علوم تربیتی از سراسر کشور حضور بهم رسانده و در جمعی صمیمی حدود سه ساعت گرد یکدیگر حلقه زدند. همچنین، حضور اساتید پیشکسوتی همچون دکتر شریعتمداری در این جلسه رونقی دوچندان به آن داده بود.

این جلسه که قرار بود رأس ساعت 9 صبح برگزار گردد با تأخیری نیم ساعته با تلاوتی از آیات قرآن مجید آغاز شد و سپس دکتر علی شریعتمداری به ذکر سخنانی درباره ضرورت تشکیل انجمن پرداختند. پس از او دکتر خسرو باقری به عنوان رئیس هیئت مؤسس انجمن گزارشی از بیست ماه فعالیت آغازین و غیر رسمی این انجمن ارائه داده و با اشاره به تاریخ تشکیل انجمن های فلسفه تعلیم و تربیت در دیگر نقاط جهان که بیش از هفتاد سال سابقه داشته است، بر ضرورت تشکیل چنین انجمنی در کشورمان تأکید کردند. در ادامه، اساسنامه انجمن قرائت گردید و به تصویب حاضرین رسید.

بخش اصلی این جلسه که تعیین اعضای هیئت مدیره و بازرسین این انجمن بود با نامزدی اغلب اساتید حاضر و غایب این رشته آغاز شد و اعضای پیوسته (افرادی که حداقل مدرک کارشناسی ارشد در رشته فلسفه تعلیم و تربیت یا یکی از رشته های علوم تربیتی داشته باشند) حاضر در جلسه به انتخاب شش عضو هیئت مدیره و دو بازرس پرداختند (با این شرط که از هر دانشگاه یک نفر حق عضویت در این هیئت را داشت) که اسامی منتخبین به شرح ذیل اعلام می گردد:

هیئت مدیره منتخب انجمن فلسفه تعلیم و تربیت ایران

1-       دکتر خسرو باقری (دانشگاه تهران)

2-       دکتر محسن ایمانی (دانشگاه تربیت مدرس)

3-       دکتر مسعود صفایی مقدم (دانشگاه شهید چمران اهواز)

4-       دکتر بختیار شعبانی ورکی (دانشگاه فردوسی مشهد)

5-       دکتر اکبر رهنما (دانشگاه شاهد)

6-       دکتر جمیله علم الهدی (دانشگاه شهید بهشتی)

       بازرسین منتخب انجمن فلسفه تعلیم و تربیت ایران

  1-       دکتر محمد حسنی (پژوهشکده تعلیم وتربیت)

  2-       دکتر مهین چناری (دانشگاه قم)


تصاویر: چون دوربین دیجیتالی موجود نبود، برای زنده ماندن این جلسه، تصاویر زیر را که هرچند بسیار بی کیفیت هستند با دوربین موبایلم گرفتم. البته دوستان دیگری نیز چند عکس گرفتند که امیدوارم آنها را منتشر کنند.

 

           

           

           

           

           

           

           

           

           

           

           

 

+ نوشته شده توسط رضا محمدی در چهارشنبه 12 تیر1387 و ساعت 22:57 |

بسمه تعالی

اطلاعیه مهم

انجمن فلسفه تعلیم و تربیت ایران تأسیس شد

 

در اردیبهشت سال جاری این انجمن به‌طور رسمی توسط وزارت علوم، تحقیقات و فناوری به ثبت رسید. از تمام علاقه‌مندان، دانشجویان و اعضای هیئت علمی رشته فلسفه تعلیم و تربیت و سایر رشته‌های تعلیم و تربیت دعوت می‌شود ضمن تکمیل فرم عضویت، در نخستین جلسه مجمع عمومی جهت تصویب اساسنامه و انتخاب هیئت مدیره انجمن در روز چهارشنبه مورخ 12/4/1387 رأس ساعت 9 الی 12در دانشکده علوم انسانی دانشگاه تربیت مدرس حضور بهم رسانند.

                                                                               هیئت مؤسس

                                                                            انجمن فلسفه تعلیم و تربیت ایران


از تمام علاقه‌مندانی که حداقل دارای مدرک کارشناسی ارشد در یکی از رشته‌های تعلیم و تربیت هستند دعوت شده است تا در صورت تمایل با تکمیل فرم عضویت و ارسال آن تا قبل از تاریخ نخستین جلسه مجمع عمومی در این انجمن عضو گردند.

 

برای اطلاع بیشتر و دریافت فرم عضویت می‌توانید با من تماس بگیرید:rmrahy@yahoo.com       

 

+ نوشته شده توسط رضا محمدی در سه شنبه 28 خرداد1387 و ساعت 1:15 |

Philosophy of Education

D.C. Philips

Stanford Encyclopedia of Philosophy

First published Mon 2 Jun, 2008

 

بلأخره مدخل "فلسفه تعلیم و تربیت" هم در دایرة‌المعارف فلسفی استنفورد ایجاد شد و مقاله‌ی مطول و جالب دی.سی.فیلیپس (D.C. Philips) (از اساتید صاحب‌نام این رشته در دانشگاه استنفورد) درباره‌ی این حوزه‌ی فلسفی دیروز در سایت این دایرة‌المعارف منتشر شد.

فیلیپس پس از بیان برخی مقدمات، مقاله‌ی خود را در چهار بخش اصلی تنظیم کرده است. در بخش اول، به ذکر مسایلی پرداخته شده که نقش تعیین‌کننده‌ای در این رشته‌ی معرفتی دارند؛ در بخش دوم، جریان فلسفه تحلیلی تعلیم و تربیت و تأثیرات مهم آن مورد بررسی قرار گرفته است؛ در بخش سوم، به فعالیت‌های دیگر قلمروهای معاصر در این رشته پرداخته شده است؛ و در بخش آخر، ملاحظات نهایی قرار دارد.

برای دسترسی به این مقاله می‌توانید به این آدرس مراجعه کنید.

+ نوشته شده توسط رضا محمدی در سه شنبه 14 خرداد1387 و ساعت 23:6 |

                                        

 

منابع فلسفه تعلیم و تربیت

اشاره: فهرستی که ملاحظه می‌کنید مجموعه کتاب‌هایی است که در حوزه‌ی فلسفه تعلیم و تربیت به زبان فارسی تا کنون منتشر شده‌اند. در تهیه‌ی این فهرست سعی شده است تا فقط به مجموعه کتاب‌هایی اشاره شود که در این حوزه‌ی علمی به‌طور خاص وجود دارند؛ یعنی کتاب‌های مربوط به فلسفه، سیر آرای تربیتی (در غرب، شرق و ایران) و نیز کتاب‌های تربیت دینی و اسلامی در این مجموعه فهرست نشده‌اند. قابل ذکر است که این فهرست به‌طور ابتدایی تهیه شده و نیاز به اصلاح و تکمیل دارد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط رضا محمدی در پنجشنبه 2 خرداد1387 و ساعت 20:17 |

روايتگري، مدرنيته و تراژدي:

پراگماتيسم چگونه انسانيت را تعليم مي‌دهد

مترجم: حسين شقاقي

 چکیده: استدلال من اين است كه مفهوم مدرن خود انساني (human self) يا سوژه فاعل شناسا (subject) نمي‌تواند به سادگي و به شكل پست مدرنيستي رد شود، چرا كه از جمله شرايط طرح پرسش‌هاي از حيث انساني مهم پيرامون معناداري (يا بي معنايي) زندگي، حاجت به نگريستن به زندگي فردي به مثابه روايتي منسجم و داراي آغاز و پايان (مرگ) است. چنين پرسش‌هايي مسائل محوري انساني‌شناسي فلسفي هستند. به هر حال نه تنها شيوه‌هاي مدرن معنابخشي به زندگي مثل حكايت خطي در متون ادبي، بلكه شيوه‌هاي ماقبل مدرن مثل تراژدي نيز، بايد به طور جدي در طرح اين مسائل اخذ شوند. سنت پراگماتيستي جايز دانسته كه با اين تكثر چارچوب‌ها، جهان و زندگي مان را بر حسب هر كدام از آنها كه توانستيم. تفسير كرده و به مثابه بخشي از آن چارچوب بسازيم. نتيجه اين كه پراگماتيسم بالقوه توانايي دارد كه هم تعدد چنين چارچوب‌هاي تفسيري (يعني چارچوب‌‌هاي ماقبل مدرن، مدرن و پست مدرن) و هم الزام به ارزيابي و سنجش هنجارين اين چارچوب‌ها را لحاظ كند. ما به هيچ وجه جايز نمي‌دانيم كه هيچ يك از منابع ماقبل مدرن معناي انسان (مانند طالع بيني) جدي گرفته شود. اجتناب از نسبي‌گرايي، ادعايي مهم براي پراگماتيست است.


 اين مطلب ترجمه‌اي است از این مقاله: 

Pihlstrom, Sami, Narrativity, Modernity, and Tragedy: How pragmatism educates humanity, University of Helsinki.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط رضا محمدی در شنبه 7 اردیبهشت1387 و ساعت 1:24 |

 

منابع داخلی تعلیم و تربیت انتقادی

درباره‌ی نظریه انتقادی در تعلیم و تربیت تاکنون کار مهمی در کشورمان صورت نگرفته است. البته خود این مطلب جای بحث و گفتگوی بسیار دارد، ولی به حکم عقل از آن می‌گذرم. با توجه به این‌که پایان‌نامه‌ی کارشناسی ارشد بنده به‌نحوی با این حوزه مرتبط بود، در اینجا به ذکر منابع داخلی مرتبط با این حوزه می‌پردازم. قابل توجه آن‌که بخش مهمی از این منابع را بایستی در حوزه‌ی جامعه‌شناسی و نظریات علوم اجتماعی جستجو کرد. درباره‌ی منابع خارجی هم اگر فرصتی دست داد مطلبی خواهم نوشت.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط رضا محمدی در چهارشنبه 8 اسفند1386 و ساعت 2:20 |

        

          نظریه انتقادی و مراقباتِ مراقبت

درباره‌ی نظریه انتقادی در تعلیم و تربیت پیشتر به‌طور مجمل مطالبی نوشته بودم. البته آن مطالب بخشی از پایان‌نامه‌ی پیشین من بود درباره ی یکی از نظریه پردازان اخیر آن باعنوان:

"تبیین اندیشه‌های هابرماس و دلالت‌های تربیتی آن"، دانشگاه شاهد تهران-۱۳۸۶

منظور من از "مراقباتِ مراقبت" اما، اندیشه‌ها و تأملاتی است که در هنگام توفیق اجباریِ "مراقبت" در آزمون کارشناسی ارشد امسال نصیبم شد.

یکشنبه‌ی آینده (پس‌فردا) قرار است در کلاس "فلسفه و مکاتب تربیتی(2)" (به زعامت دکتر شعبانی) سمیناری در خصوص نظریه انتقادی تعلیم و تربیت ارائه دهم؛ از این‌رو، در این چند روز، در کنار سایر کارها، مروری دوباره بر این دیدگاه داشتم. امروز هم که در وقت‌تلف‌کنی اجباری "مراقبت" به‌سر می‌بردم، کتاب "مدرسه‌زدایی از جامعه" (Deschooling Society) "ایوان ایلیچ" (Ivan Illich) هم همراهم بود. این بود که به‌واسطه‌ی حضور در آن شرایط ناخواسته و مطالعه و مرور این مباحث در آن خلوت خودساخته، به تأملات و تفکرات عمیقی دست یازیدم که در این اواخر کمتر نصیبم شده بود. اصولاً این‌جور فرصت‌ها در این جامعه‌‌ی اندیشه‌گریز فکرستیز بسیار مغتنم است.

همیشه از "مراقبت" بدم می‌آمده و مراقبت از کسی برایم سخت بوده، ولی دست تقدیر را ببین که در این وادیِ نابسامان و اوضاع پریشانِ زمان و جهان و کُنام، نطلبیده‌ها و نامطلوب ها طلبیده و مطلوب می‌شوند. هرچند که در مقایسه‌ی انواع مراقبت‌ها (در مدرسه و دانشگاه) اولی بسیار سخت بوده و بیچاره مراقب، خود نیز تحت مراقبت مراقبانی شدیدتر است، دومی هم در مقام وقت‌تلف‌کردن دست کمی از آن ندارد...بماند.

القصه، این جبر از آنجا پدید آمد که نگارنده‌ی مفلوک پس از قصد طلبگی در سطح دکتری، تمام مشاغل خود را تعطیل کرده و بدون هیچ‌گونه آینده‌نگریِ این دنیایی به کسوت شریف دانشجویی دکتری درآمده تا که نان از قلم خویش خورد. از این‌رو بود که نگارنده‌ی بی‌کسب و کار، پس از 9 ماه بی‌کاری و به‌دنیا آوردن طفل فلاکت، به دریوزگی "مراقبت" افتادم و کارهایی از این دست.

{ البته از شما چه‌پنهان، بسی فیلم دیدم در این سال‌ِ سی، و اگر فرصت شد چندتایی از آنها را در اینجا معرفی خواهم کرد. علی‌الحساب فیلمِ هالیوودیِ "بادبادک‌باز" که بر اساس رمانی به‌همین نام از یک نویسنده‌ی افغانی (خالد حسینی) ساخته شده را هرچه زودتر ببینید و لذًت ببرید. این رمان حدود دو سال قبل در ایران ترجمه شد و بازار خوبی هم به‌پا کرد. فیلمش هم که امسال کلی جایزه در جشنواره‌های بین‌المللی برد. موضوع اصلی آن که جنبه‌هایی تربیتی هم دارد (می‌تونه یه مطالعه‌ی جالب در حوزه‌ی تعلیم و تربیت تطبیقی باشه)، درباره‌ی مشکلات واقعی افغانستان در دهه‌ی اخیر است.}

این‌گونه است که نظریه پردازان انتقادی در تعلیم و تربیت خیلی مؤدبانه و محترمانه و باتربیت (آن‌گونه که کمتر دانشجو و استاد فلسفه‌ی تعلیم و تربیت کشورمان بفهمند؛ که اگر می‌فهمیدند لااقل یک کتابی، مقاله‌ای، چیزی به‌دردبخور ارائه می‌دادند در این‌باره)  فحش آکادمیک را نثار هرچه سیاست‌مدار و سیاست‌گذارِ سیاست‌نفهم  می‌کنند که آخر این دیگر چه وضعش است.

البته خیلی جدی نگیرید،‌ از این مطالب چیزی درباره‌ی نظریه انتقادی و...الخ گیر شما نمی‌آید. هرچه مغز خود را که تربیت‌شده‌ی نظام تربیتی ایرانی است برانداز می‌کنم، دریغم می‌آید که تأملات و برداشت‌های این چند روزه‌ی خودم را از این نظریه با شما درمیان بگذارم. آخر به چه علت مطالبی ارزنده (البته فعلاً از نگاه خودم) را که امکانی برای ارائه‌ی مقاله‌ای نان و آب آور در اختیار من می‌گذارد، ‌به همین راحتی در عرصه‌ای که حداقل قانون کپی‌رایت هم در آن وجود ندارد، به باد یغما بسپارم؟ ان‌شاء‌الله چند سال دیگر، اگر توفیق یافتنِ آن را در مجلات قلیل‌الأنتشار داخلی داشتید، به این اندیشه‌ها دست خواهید یافت و چند سال دیگر پس از آن نیز آن را خواهید فهمید و چندصد سال دیگر، نوادگان ما ادای عملی کردن و اجرای آن را درخواهند آورد.

+ نوشته شده توسط رضا محمدی در جمعه 3 اسفند1386 و ساعت 21:30 |

 

نظریه‌ی انتقادی در تعلیم و تربیت

«تعلیم و تربیت انتقادی» یکی از رویکردهای نام‌آشنایی است که به نظام تعلیم و تربیت به گونه‌ای متفاوت نظاره می‌کند. آن‌ها با شیوه‌ی انتقادی خود که ملهم از اندیشه‌ی انتقادی موجود در طول تاریخ تفکر غرب، خصوصاً نظریات انتقادی مکتب فرانکفورت، بوده است، به تحلیل و بررسی نظام تعلیم و تربیت در درون ساختار جامعه می‌پردازند. " آنان مدرسه، برنامه درسی و تعلیم و تعلم را به مثابه عوامل و فعالیت‌هایی می بینند که از امور آکادمیک محض فراتر رفته‌اند و دارای معانی و استلزامات مهم سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و تربیتی هستند" (گوتک، 1380، ص486). بنابراین، "در تعلیم و تربیت انتقادی، تربیت امری جدانشدنی از تحول اجتماعی و انسانی تلقی می شود و میان نظام تربیتی و ساختار اجتماعی وابستگی متقابل وجود دارد. همچنین اظهارات و فرضیات به شرایط اجتماعی و سیاسی بستگی داشته و ادعای ذهن و عقل مستقل رد می‌شود" (میرلوحی، 1376، ص42).


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط رضا محمدی در چهارشنبه 24 بهمن1386 و ساعت 19:51 |

 

Civic Education

Jack Crittenden

Stanford Encyclopedia of Philosophy

First published Thu 27 Dec, 2007

 

بلاخره دائرة‌المعارف فلسفی استنفورد رشته‌ی فلسفه تعلیم و تربیت را نیز به رسمیت شمرده و اولین مدخلی که به‌صورت مستقیم به یکی از موضوعات این رشته می‌پردازد را در لیست خود قرار داد.

 

اگرچه پیش از این مقالاتی مانند «میشل مونتنی»، «مارتین بوبر»، «روسو»، «سقراط»، «فلسفه‌ی کودکی»، «فلسفه برای کودکان»، «شهروندی»، یا... که به‌طور غیرمستقیم به این رشته ارتباط دارند، در مجموعه مقالات این دائرة‌المعارف یافت می‌شد، لیکن این مقاله، اولین مقاله‌ای است که به‌طور مستقیم به یکی از موضوعات روز فلسفه تعلیم و تربیت پرداخته است. برای اثبات این مدعا کافیست به جستجوی کلمه‌ی Education در این دائرة‌المعارف قابل دسترس در اینترنت بپردازید.

 

در این مقاله، نویسنده پس از تعریف اجمالی مفهوم «تربیت مدنی» به توضیح مفاهیم «شهروند شایسته» (از دیدگاه فیلسوفان یونان باستان، روسو، امیل، و جامعه‌ی معاصر آمریکا)، «دموکرات شایسته» (از دیدگاه اِمی گاتمن، و ویلیام گالستون)، و «فرد شایسته» پرداخته، سپس تربیت مدنی را (از دیدگاه دیویی، و فریره) به‌عنوان کنشی سیاسی مورد بررسی قرار داده، و در نهایت، اشاره‌ای به تعلیم و تربیت بین‌المللی داشته است. نکته قابل توجه این‌که در انتهای مقاله پیوندهای مفیدی نیز به برخی از منابع اینترنتی درباره‌ی این موضوع وجود دارد.

 

امیدواریم روزی مدخل مستقیمی هم با عنوان «فلسفه تعلیم و تربیت» در این دائرة‌المعارف فلسفی معتبر اضافه شده و به معرفی مناسبی از این رشته‌ی ارزشمند بپردازد.

 

+ نوشته شده توسط رضا محمدی در سه شنبه 11 دی1386 و ساعت 10:15 |

 

نوشته‌ای دیگر درباره‌ی فلسفه و تعليم و تربيت

اين مقاله ترجمه‌ی فصل اول این كتاب است:

جان الیاس، «فلسفه تعليم و تربيت:قديم و معاصر»، ترجمه‌ی عبدالرضا ضرابى

(John Elias)  PHILOSOPHY OF EDUCATION: Classical and Contemporary


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط رضا محمدی در سه شنبه 13 آذر1386 و ساعت 1:58 |

 

                                      

مطلبی که در ادامه می آید یکی از نوشته های من درباره ی نقد سریال تلویزیونی اغماء بود که در ماه رمضان امسال پخش شد. این نوشته در همان ایام در سایت رادیو زمانه منتشر شد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط رضا محمدی در جمعه 2 آذر1386 و ساعت 14:12 |

    مطلبی که ملاحظه می‌کنید یکی از مقالاتی است که به توضیح مختصر و مفید فلسفه تعلیم و تربیت به‌عنوان فلسفه‌ای مضاف پرداخته و رویکردهای مختلفی را در این خصوص توضیح می‌دهد.       

         چکیده

فلسفة تعلیم و تربیت درجایگاه یکی از فلسفه‌های مضاف، از دو زاویه قابل بررسی و مطالعه است: 1. دیدگاه‌های فیلسوفان دربارة تعلیم و تربیت؛ 2. رشتة دانشگاهی.

فلسفة تعلیم و تربیت از نگاه اول، تاریخی به قدمت اندیشه‌ورزی و نظریه پردازی  فیلسوفان شرق و غرب عالم در باب تربیت دارد؛ اما از نگاه دوم حدود یک قرن از عمرش سپری می‌شود.

از فلسفة تعلیم و تربیت، بسته به نوع دید و مبانی فلسفی متناسب با آن، مفاهیم و تعاریف گوناگونی ارائه شده است: استنتاج آرای تربیتی از مبانی فلسفی، کاربرد فلسفه در تعلیم و تربیت، نظریة عمومی تعلیم و تربیت، تحلیل و پردازش مفاهیم و گزاره‌های تربیتی و مانند آن.

نگارندة این مقاله، فلسفة تعلیم و تربیت را تبیین و اثبات مبادی تصوری و تصدیقی تعلیم و تربیت تلقی می‌کند و در سه سطح پیش استنتاجی یا باز یافت، استنتاجی یا کشف، و فرا استنتاجی یا خلق به بررسی فلسفة تعلیم و تربیت می‌پردازد. طراحی و اجرای تدابیر و راهکارهایی در سه سطح بازیافت، کشف و خلق، از شرایط اساسی پی‌ریزی فلسفة تعلیم و تربیت اسلامی است.

رشتة فلسفة تعلیم و تربیت، تحولات و تطوراتی را پشت سر نهاده که در دو مرحله قابل تشخیص و بررسی است؛ مرحله رویکرد ایسم‌ها و مرحله رویکرد تحلیلی. فلسفة تعلیم و تربیت در حال حاضر در مرحلة پساتحلیلی و مشتمل بر رویکرد‌ها و دیدگاه‌های متنوعی در جهان غرب است.

سعید بهشتی-استادیار دانشگاه علامه طباطبایی

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط رضا محمدی در پنجشنبه 1 آذر1386 و ساعت 2:42 |